ادبیات انتظار
مقوله انتظار امام زمان(عج) و موعود در دسته ادبیات آیینی جای میگیرد. به هر لحاظ این نوع ادبیات نیز گستردگی خاص و محورها و ویژگی های خاصی نیز دارد.
گرایش کار در ادبیات انتظار در کشور ما در سال های پس از انقلاب اسلامی سر عت بیشتری گرفت. این پیشرفت در حوزه ادبیات داستانی و به طور کلی داستان نیز به وقوع پیوست، ولی هنوز برای رسیدن به حد مطلوب فاصله داریم.
حضرت مسیح(ع) یکی از نمادهای انتظار و از شاخصههای ادبیات انتظار و موعودگرا در غرب به شمار میرود، در تاریخ ادبیات جهان آثار فوق العاده زیادی درباره حضرت مسیح(ع) و مقولات آخرالزمانی و منجی گرایی خلق شده است. آثاری از روزگاران دور تا امروز که هر روز نیز بر تعداد آن اضافه میشود. در بحث ادبیات داستانی با محوریت انتظار در ایران نیز باید گفت علی رغم تلاش هایی که پس از انقلاب در این عرصه به عمل آمده است، باید گفت برای رسیدن به حد مطلوب در خلق آثار فاخر مهدوی و موعودی راه طولانی ای در پیش رو داریم، زیرا چه به لحاظ گستردگی و چه به لحاظ حساسیت و تقدس این موضوع کمتر هنرمندی توانسته است با جرات به این عرصه وارد شود.
ادبیات انتظار ژانر خاصی است که ویژگی های خاص خودش را دارد. در این حوزه همان طور که قبلا نیز به آن اشاره شد کارهای خوبی صورت گرفته است. حتی سخنرانی ها و خطابهها و آثار مکتوبی که از علما و روحانیون در این حوزه دیده میشود نیز به گونهای زیبا خودنمایی میکند، ولی وقتی در جهان داستان وارد میشویم باید قواعد و معیارهای خلق داستان فاخر را نیز مراعات کنیم. یک هنرمند در صورتی میتواند به خلق یک داستان خوب در حوزه انتظار و مهدویت اقدام کند که ضمن این که مطالعات فراوانی را در این حوزه معرفتی باید کسب کند میبایست از خلاقیت و توانایی خاص فنی و تکنیکی بالایی نیز برخوردار باشد.



بیرون
آمدن حضرت مهدی ( ع ) و نماز گزاران آن حضرت همه جا منتشر شد کارگزاران و
ماموران معتمد عباسی به خانه امام حسن عسکری (ع ) هجوم بردند، اما هر چه
بیشتر جستند کمتر یافتند ، و در چنین شرایطی بود که برای بقای حجت حق
تعالی ، امر غیبت امام دوازدهم پیش آمد و جز این راهی برای حفظ جان آن "
خلیفه خدا درزمین " نبود ، زیرا ظاهر بودن حجت حق و حضورش در بین مردم همان
بود و قتلش همان . پس مشیت و حکمت الهی بر این تعلق گرفت که حضرتش را از
نظرها پنهان نگهدارد ، تا دست دشمنان از وی کوتاه گردد ، و واسطه فیوضات
ربانی ، بر اهل زمین سالم ماند . بدین صورت حجت خدا ، هر چند آشکار نیست ،
اما انوار هدایتش از پس پرده غیبت راهنمای موالیان و دوستانش می باشد .
ضمنا این کیفر کردار امت اسلامی است که نه تنها از مسیر ولایت و اطاعت امیر
المؤمنین علی ( ع ) و فرزندان معصومش روی بر تافت ، بلکه به آزار و قتل
آنان نیز اقدام کرد ، و لزوم نهان زیستی آخرین امام را برای حفظ جانش سبب
شد در این باب سخن بسیار است و مجال تنگ ، اما برای اینکه خوانندگان به
اهمیت وجود امام غایب در جهان بینی تشیع پی برند ، به نقل قول پروفسور
هانری کربن - مستشرق فرانسوی - در ملاقاتی که با علامه طباطبائی داشته ، می
پردازیم :" به عقیده من مذهب تشیع تنها مذهبی است که رابطه هدایت الهیه را
میان خدا و خلق ، برای همیشه ، نگهداشته و بطور استمرار و پیوستگی ولایت
را زنده و پابر جا می دارد ... تنها مذهب تشیع است که نبوت را با حضرت محمد
- صلی الله علیه و آله و سلم - ختم شده می داند ، ولی ولایت راکه همان
رابطه هدایت و تکمیل می باشد ، بعد از آن حضرت و برای همیشه زنده می داند .
رابطه ای که از اتصال عالم انسانی به عالم الوهی کشف نماید ، بواسطه
دعوتهای دینی قبل از موسی و دعوت دینی موسی و عیسی و محمد - صلوات الله
علیهم - و بعد از حضرت محمد ، بواسطه ولایت جانشینان وی ( به عقیده شیعه
)زندهبوده وهست وخواهدبود،اوحقیقتی است زنده که هرگز نظ ر علمی نمی تواند
او ر ا از خرافات شمرده از لیست حقایق حذف نماید آری تنها مذهب تشیع است که
به زندگی این حقیقت ، لباس دوام و استمرار پوشانیده و معتقد است که این
حقیقت میان عالم انسانی و الوهی ، برای همیشه ، باقی و پا برجاست " یعنی
با اعتقاد به امام حی غایب